محمد باقر سعيدى روشن
86
علوم قرآن ( فارسى )
در پاسخ به اين سؤال مىبايست توجه داشت كه اعتبار معرفتى اعجاز در اين محدوده است كه شخصى اصل وجود خدا و همين طور صفات كمالى او همچون حكمت و علم و قدرت و نيز اصل ضرورت نبوت را قبول داشته ، اكنون براى تشخيص فرد مدعى مىخواهد از اين برهان استفاده نمايد . بنابر اين مدعى نبوّت ، از لحاظ سيره علمى و عملى واجد كمالات مثبت انسانى و پيراسته از رذايل اخلاقى است و متن تعاليمى كه عرضه مىنمايد مطابق عقل ، منطق و فطرت سليم انسانى است ، و ادعاى سفارت و نبوت الهى را دارد و مطابق دعوى خويش معجزه ارائه مىدهد ، اين چنين معجزهاى موجب اتمام حجت و اثبات نبوت است . زيرا خداى حكيم منزه است كه كار خارق عادتى را كه وابسته به نيروى خاص الهى است ، در اختيار كسى قرار دهد كه خود را نماينده خدا معرفى مىكند ، ولى دروغگوست و مردم را به گمراهى مىاندازد . حكمت الهى كه مقتضى هدايت مردم به راه كمال است ، مانع اعطاى چنين قدرتى از طرف خدا به پيامبر دروغين است . پس وجود معجزه به همراه ادعاى نبوت ، دلالت بر ارتباط خاص و عنايت ويژه الهى دارد ، وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِينَ . « 1 »
--> ( 1 ) حاقه / 43 - 47 .